از کفر من...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • میس واو

سود از زیان...!

یه سریا تو زندگی پله های ترقی رو ده تا یکی طی می کنن.یه سریا هم هر روزشون واترقیده تر از دیروزه.این وسط یه سریا مثه بابای منن،سود از زیان می برن((:

داشتیم از کوچه فرعی وارد میدون می شدیم ماشین پلیس پشت سرمون گفت بزنیم کنار.می گه اینجا ورود ممنوع بوده،60 تومن جریمشه!

با هزارتا دلیل و توجیه و بهونه راضی شد 10 تومن جریمه کنه.بابام می گه دیدی چطوری از زیان سود کردیم(((:

هایپر مارکت آف زده.بابام رفته بوده واسه خونه خرید کنه،این وسط هرچی هم که تخفیف بالای 30 درصد داشته خریده!

آخه پودر کیک پرتقالی!!!؟

بعد قیمتاشو با بیرون چک کرده دیده اینقد قیمتا رو رو کشیدن که در اصل تخفیفشون 5 درصدم نمیشه!تازه دو تا سی دی فیلمای خانگی مسخره هم بهش اشانتیون دادن! می گه اینا همش سود از زیانه ها(((:

ینی می خوام بگم ما همچین خانواده سود از زیان کنی هستیم(;

  • میس واو

گلای من 2

این شما،اینم عشقولیای من❤

  • میس واو

گلای من

یه نفر تو کویر یه گلخونه زده و یه کانال تلگرام درست کرده گلاشو با قیمت گذاشته تو کانالش.
یه پک 25 تایی گلدونای رنگی از انواع کاکتوس و ساکولت 40 تومن.

مریم این پکو سفارش داد براش آورد.با اینکه گیاهاش کوچیکه ولی اینقد گلدوناش خوش رنگه و با توجه به اینکه قیمتشونم مناسبه از خریدش راضیه.فقط گفت طرف یه کم بدقوله.بهش گفته بوده 3 روز دیگه میارم یه هفته بعد برده بود.

منم امروز رفتم بهش پیام دادم که می خوام این پکو سفارش بدم.
وسطاش اینقد سوال پرسیدم و طرف اینقد عکسای کانالشو برام فوروارد کرد گفتم آقا اجازه بده خودم کانالتو می بینم.
رفتم دیدم تو کانالش گلدونای خوشگلتری هم هست.سه تا گلدون قشنگ از تو کانالش براش فوروارد کردم گفتم اینا رو بخوام برام میارین؟
یه بونسای...85000
یه سانسوریا...20000
یه برگ بیدی...8000
گفت بله حتما!آدرس و شماره تلفنتونو بدین.
گفتم برادر! من می خوام اینا رو بزرگ کنم،اگه زود خشک میشه بگو.
گفت نه تو می تونی!
گفتم باشه پس قیمت کل چند میشه؟
یه جمع سر انگشتی کرد گفت 113
:|||
الان معلومه فک کردم بونسای "هشت هزار و پونصده" ؟؟؟ معلومه "هشتاد و پنج هزار تومن" بود؟؟؟معلومه اطلاعات من در مورد گل و گلدون در حد صفر کلوینه؟؟؟معلومه وقتی گفت 113 فکم افتاد پایین؟؟؟
بعد از این همه سوال پرسیدن و گلدون عوض کردن دیگه روم نمیشد برم بگم آقا منصرف شدم بونسایو نمی خوام.
تازه قبل از اینکه قیمتو بگه پرسیدم کی میارین؟
گفت فردا صبح می رسونم دستت!!
فک کنم فهمیده بود نمی دونم قیمتا چی به چیه و ممکن در کسری از ثانیه منصرف بشم که البته شدم(:

و نگم برات که بعد از اینکه اون دو تا رو سفارش دادم مریم گفت اینا زود خشک میشن.کاش همون کاکتوسا رو می گرفتی.برو بگو به نظرتون کاکتوسا رو بگیرم بهتر نیست!!؟
ولی من نرفتم اینا رو بگم،به جاش رفتم گفتم میشه اینا رو تو گلدونای رنگی و خوشگل تر برام بیارین!!؟

× رسیدن دستم عکسشونو می ذارم😊

  • میس واو

از این باباها...(:

یه کانال تو تلگرام هست که چندتا دانشجوی دکترای ایرانی از قلب آمریکا مشاهداتشونو می نویسن.اسم کانالش K1inUSA@ هست.
من نویسنده هاشو در همون حدی می شناسم که تو شناسنامه کانالشونون خودشون معرفی کردن ولی یادداشت هاشونو می خونم.اینطوری بی طرفانه تره.
چند روز پیش تو کانالشون 3 تا یادداشت پشت سر هم با عنوان " بسیار خوبان دیده‌ام، اما تو چیز دیگری! " از همسر یکی از ادمین های کانال گذاشته بودن.برام جالب بود.
...............


از قدیم و ندیم دخترها بابایی بوده اند و عزیز دل باباها. رابطه‌ی میون "دختر و پدر" از قدیم و ندیم تومنی صنار با رابطه‌ی میون "مادر و دختر" فرق داشته همیشه. من خودم به شدت بابایی بودم و در جناح پدرم تا وقتی مادر شدم و سنگرم خود به خود عوض شد. من پدرِ خیلی خوبی داشتم و دارم اما به جرات می‌تونم بگم راحیل خانوم یکی از بهترین پدرهای دنیا رو داره. می‌پرسید چرا؟

1. من مامان سخت‌گیر و امر و نهی کنی هستم. بابای راحیل مدام به من تذکر می‌ده "انقدر بهش نگو بکن، نکن! ولش کن!". قرار توی خونه ما اینه که هر کسی ظرف غذای خودش رو بشوره تا هم ماشین ظرفشویی رو مدام روشن نکنیم و هم راحیل یاد بگیره که باید به قول این‌وری‌ها "Clean up" کنه. ظرف‌های راحیل قرمزه. مال من نارنجی و ظرف‌های پدرش سبز. دیشب به راحیل گفتم "ظرفت رو بشور مامان" بی‌خیال گفت: "بعدا می‌شورم" و راه افتاد سمت اتاقش.. من مثل دیوه توی دیو و دلبر با انگشت بهش اشاره کردم و به باباش چشم غره رفتم یعنی که "دیدی"! باباش تنها گفت: "امر و نهی نکن بهش، فقط بهش بگو راحیل جان یادت باشه ظرفت رو بشوری. بعد اگر نشست، دفعه‌ی بعد که می‌خواد چیزی بخوره ظرف تمیز نداره و خودش مجبور می‌شه ظرفش رو بشوره ولی مدام که امر و نهی کنی بهش، زده می‌شه".

2. من مامان غیر منعطفی هستم. مدام سر لباس پوشیدن با راحیل جر و بحث دارم. "شنبه یک‌شنبه" لباس می‌پوشه و من جلز و ولز می‌کنم. بعد که دعوامون می‌شه می‌آد از اتاق بیرون و صداش رو نازک می‌کنه و با لحن دلبرانه‌ای به باباش می‌گه: "مامان می‌گه این لباسا بده. بده بابایی؟". اون لحظه می‌خوام کله‌ش رو بکنم. باباش هم یه لبخندی می‌زنه و یه نگاه از اونا که ما دور از جون در مثل‌های فارسی ازش به نگاه سوسکه به دست و پای بلوری بچه‌ش تعبیر می‌کنیم، به سرتاپای ایشون می‌اندازه و بهش می‌گه: "نه بابایی، حجابت که عالیه. خودت هم خیلی خوشگلی. مامانی! اجازه بده هرچی دوست داره بپوشه". راحیل خانوم هم یه نگاه پیروزمندانه‌ای به من می‌اندازه و با تیپ شنبه یه‌شنبه‌اش می‌ره دم در. من اون لحظه توی دلم عروسیه از این رابطه‌ی قشنگ پدر و دختر ولی در ظاهر مثل اون معلمه توی "شگفت انگیزان" که پونز گذاشته بود پسره روی صندلیش، بالا و پایین می‌پرم که "چی چی رو خوبه...".
  • میس واو

در باب مزیت استیکر

هرچی من مقیدم،دوستان هی تمایل دارن تقیدمو زیر سوال ببرن!می گن بریم شام.می گم بریم ولی 6 بریم که خیلی دیر وقت نشه،می دونید که من مقیدم سر شب خونه باشم!

بعد میریم ساعت 10 از خونه زنگ می زنن می گن خوش می گذره!؟

می گم جاتون خالی، نگران نباشین بچه ها وسیله دارن ما رو می رسونن.

ولی باز فرداش من مقیدم سر شب خونه باشم،الکی مثلا!(:با این حال این دلیل نمی شه سر هر قرار من تاکید نکنم که مقیدم و بقیه هم تائید نکنن که مقیدم!اینم نمونش(;

می خواستیم بریم بیرون.گفت بهت زنگ می زنم.زنگ نزد، sms داده که:

ببین تو همین دو تا دونه sms چه چیزها که نهفته نیست.

اول اینکه کجای عالم دیده شده یکی دوستشو ببره سر قرار با خواستگارش!؟!؟که چی،که ببین پسره خوبه!؟O-o

دوم اینکه ببین چه خونسرد جواب دادم(: اصن وقتایی که خونسردیمو حفظ می کنم خودمو خیلی دوست دارم((:اصلا هم به این موضوع ربطی نداشت که برای خودم کار پیش اومد نمی تونستم برم.مهم اینه در مقابل بدقولیش،مهربون برخورد کردم و گفتم اشکال نداره😊

سوم اینکه حالا گفتم فحشامو تو گروه دادم ولی نهایتا تمام فحشامو با یه استیکر فرستادم براش.اینم مدرکش:

اونی هم که خط زدم فامیلشه(:

نکته اخلاقی اینکه به فرزندان خود فحش یاد ندهید،برخورد مناسب را آموزش دهید!(;

+ تو امتحانا موقع برگشتن،ده دقیقه زودتر زنگ میزنیم به راننده سرویس بیاد دنبالمون.هروقت من زنگ می زنم حتی اگه بخواد یه ربع پشت در منتظر بمونه میمونه ولی زنگ نمیزنه بگه بیاید من اومدم.ولی وقتی بقیه زنگ می زنن تا رسید زنگ می زنه می گه من پشت درم.

بعد من صبحا دیر میرسم سر ایستگاه هیشکی زنگ نمیزنه بگه چرا دیر کردی ولی بقیه دیر کنن من زنگ می زنم می پرسم کجان!

می خوام بگم همچین آدمه بدقوله بدقول ستیزی هستم و خودم واقفم که 10 دقیقه تا یه ربع دیر رسیدن به همه قرارام جز بدترین صفات اخلاقیمه/:

  • میس واو

75 سانتی...!

قدیما یه سینی های بزرگی بود فک کنم بهش می گفتن "مجمه".توش غذا می ریختن می ذاشتن وسط سفره،دورش می نشستن شروع می کردن به خوردن.چون زمان استفاده کردن از اون سینی ها به سن من قد نمی ده آداب و رسوم و جزئیاتشو نمی دونم.

ولی یه فست فود تو کویر سنت و مدرنیته رو تلفیق کرده،توی یه سینی شبیه همون سینیا پیتزا درست می کنه به اسم " 75 سانتی"! یه سینی می ذاره وسط می گه شروع کنین!یه چیزی تو همین مایه ها(: 

12 نفر به راحتی سیر میشن.

امشب تصمیم گرفتیم بریم.قرار بود 8 نفری بریم.4 نفرمون زودتر رسیدن،رفتیم سفارش بدیم تا بقیه بیان.طرف با تعجب پرسید مطمئنین 75 سانتی می خواین!؟

آخرش که سینی رو خالی رها کردیم، تو چشماش یه "دمتون گرم " خاصی موج می زد!!

قبل

بعد

  • میس واو

بگو سیب...(:

مستند سازی چیزیه که تو خیلی از کلاسایی که برامون می ذارن روش تاکید می کنن.به این شکل که از هر کاری که انجام می دین به اندازه کافی فیلم و عکس و پرونده داشته باشین که هر وقت لازم شد دستتون پر باشه.

یکی هیچ کاری هم که نکرده باشه ولی مستند سازی بلد باشه دو قدم از اونی که تمام انرژیشو می ذاره تا مطالب رو به نحو احسن آموزش بده و وقتشو واسه "شو آف" کردن هدر نمی ده،جلوتره.

واسه همین مقوله مستند سازی تو کلاسایی که برامون می ذارن هرکی یه موبایل دستشه و چپ و راست عکس می گیره.بعدم همشون عکسا رو می فرستن تو گروه.حالا خیلیا اصلا حواسشون نبوده و تو عکسا قیافه ها اکثرا چپ و چول!!!

فک کنم اولین کاری که همه بعد از کلاس می کنن اینه که منتظر بمونن بقیه عکسا رو بریزن تو گروه تا چک کنن ببینن تو کدوم عکس ضایع تر افتادن((:

تو همه عکسا من بدون استثنا یا سرم با دفتر و گوشی گرمه یا دارم با یکی حرف می زنم یا دارم یه چیزی رو توضیح می دم.فک کن همه این حالتا تو عکس چقد ضایع میشه((:

پس می تونی درک کنی تو تنها عکس از بیست سی تا عکس ارسالی تو گروه که از جلسه قبل گذاشتن پشت به دوربین بودن چقد خوشحال کننده ست(;

 + چون جلسه طولانی بود بهمون ناهارم دادن.اونم مستند سازی کردن حتی!ولی عکساش در نیومده.

  • میس واو

جمیع رفتگان

سیاسی نیستم.ینی سیاست مملکتو همونقدر پیگیرم که مستقیما گره خورده با مسائل زندگی یه آدم معمولی مثه خودم.
بصیرت سیاسیمم در همین حده که هیچ سیاستمداری رو برای خودم بت نمی کنم.از مرگ هیچکدومشون نه خوشحال میشم نه ناراحت.در همین حد که حالا که دستش از دنیا کوتاست یه صلوات واسه شادی روحش بفرستم والسلام.
تو گروهی که خودم براشون درست کردم می خواستن جو رو سیاسی کنن.این خبر می فرستاد جمعیت عظیمی پشت در بیمارستان جمع شدن،اون می گفت والا ما که جمعیتی نمیبینیم.
می گم آقاجان یه صلوات ختم کنین برین خونه هاتون.می گه تو الان کدوم سمتی؟
می گم دقیقا نمی دونم،روی تخته سنگهای یه ساحل تو آفریقا ایستادم دارم دریا رو تماشا می کنم!!
بله!تو گوگل مپ یه قسمتی هست وقتی جایی رو سرچ می کنی،مخصوصا اگه جای معروفی باشه یه عکس پانوراما از اون منطقه رو نشون می ده.کیفیت تصویر اینقد خوبه که انگار خودت اونجایی و قشنگ می تونی اون حوالی رو ببینی.
شبا قبل از خواب برین تو گوگل مپ جاهای مختلفو سرچ کنین لذت ببرین((:

من دیشب اینجا بودم:

+ نکته: الان که داشتم این عکسو آپلود می کردم دیدم حجم عکسای پانوراماش خیلی زیاده.معلوم شد کی حجم اینترنتو می خوره،من من کله گنده((:

++ جهانگردی حتی مجازیشم هزینه داره(;

+++ بعدنوشت: با خوندن این پست چقد معلوم میشه من یه خردادی ام(;

  • میس واو

مجمع دیوانگان2

به نظر می رسه یکی از موارد لاینفک دنیای امروز عضویت در حداقل یکی از شبکه های اجتماعیه.از فیسبوک بگیر تا گوگل پلاس، اینستاگرام،توئیتر و ما بقی دوستان.همشونم اکثرا یه عکس به عنوان عکس پروفایل می خوان.

تو انتخاب عکس پروفایلم هرکس آزاده.یکی عکس خودشو می ذاره،یکی عکس گل و بلبل،یکی عکس بچه،یکی هم کلا عکس نمی ذاره.بگذریم از اینکه به نظرم از رو عکسی که افراد برای پروفایلشون انتخاب می کنن تا حدودی می شه به شخصیت و روحیاتش پی برد ولی بعضی وقتا عضو یه گروه هستید و می خواید برای گروهتون عکس پروفایل انتخاب کنید.اونوقت باید دنبال یه عکس بگردید که به روحیات همه اعضای گروه بخوره یا حداقل با اون گروه سنخیت داشته باشه.

عکس پروفایل قبلی مجمع پاک شد،داشتیم دنبال یه عکس پروفایل مناسب می گشتیم.یهو یکی از اعضا یه عکس گذاشت رو پروفایل.یه کم رو عکسش تغییرات انجام دادم و حالا عکس پروفایل مجمع شده این:

الان لازمه بگم مجمع چطور گروهیه یا عکس پروفایل به اندازه کافی گویا هست؟!(((:

** یکی از عجایب روزگار امروز عاشق یه نفر شدن از رو عکس پروفایلشه.اصن از عجایب روزگار دوست داشتن طرف از رو عکسشه!گاهی یکی با یه عکس دلشو می بازه یا کلا دلشو تو دنیای واقعی به یکی باخته و چک کردن عکس پروفایل اونی که دوستش داره و تغییر و تحولاتش می شه کار هر روزش!

حالا که اینو گفتم بگم یه اصطلاحی هست که این روزا دهه هفتاد و هشتادیا زیاد استفاده می کنن."کراش داشتن".به این معنی که یکی رو دوست داری ولی طرف نمی دونه و عین خیالشم نیست.در اینجا گفته میشه " من رو فلانی کراش دارم." گویا تا وقتی هم مورد استفاده قرار می گیره که این دوست داشتن مخفی بمونه و طرف متوجه نشه.

با این توصیفات لطفا به من در عکس بالا دقت کنید ببینید روم کراش ندارید احیانا!؟((:

  • میس واو

گاه نوشت های صورتی من!

اینجا دختری می نویسد که نمی داند...
♢ خوب است با عادت های بد، یا بد است با عادت های خوب.
♢ آرام است، بعضی وقت ها شلوغ، یا شلوغ است بعضی وقت ها آرام.
♢ شاد است، بعضی وقت ها غمگین، یا غمگین است بعضی وقت ها شاد.
♢ شجاع است، بعضی وقت ها ترسو، یا ترسو است بعضی وقت ها شجاع.
♢ عاشق است، بعضی وقت ها فارغ، یا فارغ است بعضی وقت ها عاشق.
اینجا دختری معمولی از لحظه ها و افکارش می نویسد.

♤ به منظور دنبال شدن، نوشته هامو دنبال نکنید. دنبال کردن نوشته های هرکس کاملا سلیقه ایه.
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan