X4

میاد پیام می ده: 

یاد آقای دکتر میفتم. همون که با اشتیاق می گفت خونه و ماشین داره. حقوقش ماهیانه بیشتر از ده تومنه( وقتی حقوق همسن و سالاش در بهترین حالت ممکن 3 تومنه). وقتی فهمید به تکنولوژی علاقمندم برای اینکه بیشتر ترغیبم کنه می پرسید برای تولدت لپتاپ به روز دوست داری یا گوشی موبایل!؟

کسی که می گفت تا پای جونش برای زندگیش می جنگه و نمی ذاره اتفاقی برای زندگی مشترکش بیفته.

هنوز حالت چهره ش یادمه وقتی پرسیدم پس چرا بعضی از زندگی ها به جدایی کشیده میشن. با حالت استیصال گفت خواهش می کنم در مورد این چیزا صحبت نکنید.

اون با اشتیاق و این تصور که امکان نداره کسی آدمی با این شرایط رو نپذیره حرف می زد در حالیکه من می دونستم دیوونه تر از اونم که بخوام کسی شبیه اونو همسر خودم بدونم.

دیوونه نبودم چون اونو انتخاب نکردم، دیوونه بودم چون آشنایی با کسی رو انتخاب کردم که هیچکدوم از این موقعیت ها رو نداشت. کسی که خیلی وقتا با کارا و رفتاراش آزارم می داد. کسی که بیش از هرکسی با من از جدایی صحبت کرد. من دیوونه بودم که روزی هزار بار از خودم می پرسیدم راهی که دارم می رم درسته یا نه و هیچ وقت جواب درستی براش نداشتم. 

امروز که رفته سفر و هیچ خبری ازش ندارم، دارم بیشتر بهش فکر می کنم.

اینکه فکر می کردم اون کسیه که تو چندماهی که داشتم باهاش آشنا می شدم نتونست منو به خودش اونطور که باید و شاید علاقمند کنه و هیچ تلاشی برای این کار نکرده ولی الان دارم بهش فکر می کنم. الان می پرسم کجاست؟ داره چیکار می کنه؟ الان دلم می خواد اینجا می بود تا یقه شو بگیرم و بگم لعنتی نباید منو بی خبر بذاری.

اون هیچ وقت نمی تونست انتخاب من باشه، کسی که فکر کنم کنار هم می تونیم خوشبخت باشیم. کسی که یهو میاد می گه من دارم می رم. کسی که براش مهم نیست چی فکر می کنی و کار خودشو می کنه.

یاد آزاده میفتم. همه بهش گفتیم داری بدترین اشتباه زندگیتو می کنی. گفت می دونم ولی فقط یه فرصت دیگه بهش می دم و بعدش تموم.

اونروز ازاده تو گود بود و من بیرون گود. حالا من تو گودم و دیگران بیرون گود.

چقد دارم اشتباه می کنم؟

× ثبت شه تا یادم بمونه.

  • میس واو
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گاه نوشت های صورتی من!

اینجا دختری می نویسد که نمی داند...
♢ خوب است با عادت های بد، یا بد است با عادت های خوب.
♢ آرام است، بعضی وقت ها شلوغ، یا شلوغ است بعضی وقت ها آرام.
♢ شاد است، بعضی وقت ها غمگین، یا غمگین است بعضی وقت ها شاد.
♢ شجاع است، بعضی وقت ها ترسو، یا ترسو است بعضی وقت ها شجاع.
♢ عاشق است، بعضی وقت ها فارغ، یا فارغ است بعضی وقت ها عاشق.
اینجا دختری معمولی از لحظه ها و افکارش می نویسد.

♤ به منظور دنبال شدن، نوشته هامو دنبال نکنید. دنبال کردن نوشته های هرکس کاملا سلیقه ایه.
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan