مهمونی بازی!

قبلا نوشته بودم که روزگاران قدیم که دانشجو بودم یه روز که هوا ابری و بارونی بود گفتم با خودم فلاسک چایی ببرم دانشگاه تا در اون هوای دل انگیز با بچه ها بخوریم و به میزان امید بر زندگیمون اضافه کنیم! فلاسک دو نفره بردم ولی از دم در دانشگاه با هرکی سلام علیک کردم بهش گفتم چایی آوردم بعد از کلاس بیا تو آلاچیق چایی بخوریم. وقتی کلاس تموم شد 14 نفر تو آلاچیق منتظرم بودن بهشون چایی بدم|: درسته مجبور شدم 12 تا چایی از بوفه بخرم ولی بسیار چسبید و خاطره شد.

القصه اینکه هفته پیش یکی از دبیرا گفت بیاین خونمون. فقط سه چهار نفر اعلام امادگی کردیم و رفتیم خونشون. همونجا بین خودمون گفتیم دفعه بعد بریم خونه کی!؟ گفتم بیاین خونه ما!

نگم براتون دوباره داره جریان چایی و فلاسک دو نفره پیش میاد. به هرکی که تا چند سال پیش هم باهامون همکار بوده گفتم تشریف بیاره کلبه درویشی ما و جالب اینکه همه گفتن " چشم عزیزم، مزاحمتون میشم! "
فعلا شدن 20 نفر، دیگه تا خدا چی بخواد و من چقدر بتونم خودمو کنترل کنم در دعوت نکردن(: همین الان که اینو نوشتم یادم اومد مادر یکی از همکارا دوست مامانمه. فک کنم بهتره بگم مامانشم بیاره^__^ شد 21 نفر..
× با سمانه رفتیم دنبال یه سری فانتزی جات! تو مغازه هر چی میبینیم دو تایی مثه بچه ها ذوق می کنیم! یهو می گم سمانه به نظرت روی ژله رو با ترافل تزئین کنم یا این: *___*

× اگه زمان به عقب برمی گشت و ازم می پرسیدن مدرک ارشد می خوای یا یه دونه از این خوشمزه جات، با کمال میل اون قرمزه رو انتخاب می کردم!

× اینم من و سمانه ای که نمیشه بریم بیرون و چیزی نخوریم، حتی سرپایی!

  • میس واو
اصنم حس می کنی چقد جای من خالیه؟😎
نه اصن(((: هی می ترسم جا کم بیاد😆😆
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گاه نوشت های صورتی من!

اینجا دختری می نویسد که نمی داند...
♢ خوب است با عادت های بد، یا بد است با عادت های خوب.
♢ آرام است، بعضی وقت ها شلوغ، یا شلوغ است بعضی وقت ها آرام.
♢ شاد است، بعضی وقت ها غمگین، یا غمگین است بعضی وقت ها شاد.
♢ شجاع است، بعضی وقت ها ترسو، یا ترسو است بعضی وقت ها شجاع.
♢ عاشق است، بعضی وقت ها فارغ، یا فارغ است بعضی وقت ها عاشق.
اینجا دختری معمولی از لحظه ها و افکارش می نویسد.

♤ به منظور دنبال شدن، نوشته هامو دنبال نکنید. دنبال کردن نوشته های هرکس کاملا سلیقه ایه.
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan