اینم از عید!

یک. ایرانگرده. تو اینستا ریکوئست فرستاد. از عکساش خوشم اومد اکسپت کردم.
از قضا عید رفت چابهار و راه به راه استوری می ذاشت. یه هشتگم درست کرده بود که #بلوچستان_امن_است.
بهش پیام دادم اینقد امن هست که بشه تنها با دوستام برم؟ جواب داد آره ولی با تور بری که یه لیدر داشته باشی بهتره. بعدم گفت الان دیگه وقت سفر به این طرفا نیست لذا پروژه بعدی همون شوشتر اونورا! تلپینگ خونه هما(:


دو. اینکه من همیشه معضل شلوار مشکی دارم نباید طبیعی باشه! ینی اینکه من هیچ وقت شلوار مشکی درست درمون ندارم و همه شلوارام جین و رنگای غیر از مشکیه قطعا طبیعی نیست.
دارم واسه فردا لباسامو آماده می کنم. با مانتویی که انتخاب می کنم فقط میشه شلوار مشکی پوشید. لباسا رو زیر و رو می کنم به امید پیدا کردن یه شلوار مشکی. نهایتا همون شلوار دمپایی که پاچه هاش خیلی گشاده و چندسال پیش بابام از قشم خریده بودو پیدا می کنم.
مجبورم تنگش کنم. دست به کار میشم. الان به نظر بهتر از قبل شده ولی مطمئن نیستم یه پاچه ش تنگتر از یه پاچه ی دیگش نباشه'__'
از بس چک کردم، دوباره تنگ کردم و بریدم احتمالا دفعه دیگه از بغل پارچه کم بیارم و مجبور شم با مانتوی بادمجونی شلوار جین و مقنعه مشکی و کفشای سرمه ای یه چیزی تو مایه های شنبه یکشنبه برم مدرسه!
دارم به خودم می قبولونم که عالی شده! اگه خواهر بزاره/:

سه. می گه می دونی فرق من و تو چیه؟
می گم چیه؟ می گه " تو خودتو با هر شرایطی وفق می دی. یا خودتو شبیه شرایط می کنی یا شرایطو تغییر می دی ولی من اینجوری نیستم. من اگه چیزیو که می خوام نشه، اگه ناامید بشم از درون میشکنم و داغون میشم."
نمی دونم اینو خصلت خوبی می دونه یا نه. ولی احساس می کنم یه کنایه تو حرفش هست. هرچند انگار درست می گه. من خیلی وقتا در شرایطی که دوستشون نداشتم با خودم گفتم دیگه به این سن و این لحظه بر نمی گردم. حالا که اون چیزیو که می خوام ندارم پس برم دنبال چیز کوچیکتری که می تونم داشته باشمش و ازش لذت ببرم. شاید اگه اینجوری فکر نمی کردم و فقط دنبال همون چیزی که می خواستم می بودم با گذشت زمان طولانی تر، بهش می رسیدم ولی خب اینجوری نبودم.

فاصله سنیمون تقریبا 4 سال و نیمه ولی اون فکر می کنه کوه تجربه ست. فکر می کنه من احساسی تصمیم می گیرم ولی او عاقلانه.
بعضی وقتا از افکارش خندم می گیره. بعضی وقتا از پشتکارش لذت می برم. بعضی وقتا هم حرصمو در میاره! خواهرمه دیگه^__^

  • میس واو
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گاه نوشت های صورتی من!

اینجا دختری می نویسد که نمی داند...
♢ خوب است با عادت های بد، یا بد است با عادت های خوب.
♢ آرام است، بعضی وقت ها شلوغ، یا شلوغ است بعضی وقت ها آرام.
♢ شاد است، بعضی وقت ها غمگین، یا غمگین است بعضی وقت ها شاد.
♢ شجاع است، بعضی وقت ها ترسو، یا ترسو است بعضی وقت ها شجاع.
♢ عاشق است، بعضی وقت ها فارغ، یا فارغ است بعضی وقت ها عاشق.
اینجا دختری معمولی از لحظه ها و افکارش می نویسد.

♤ به منظور دنبال شدن، نوشته هامو دنبال نکنید. دنبال کردن نوشته های هرکس کاملا سلیقه ایه.
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan