من و رادیو

چشماتو ببند و تصور کن!
حوالی نیمه شب، صدای زنگ گوشیت بلند شه. از خواب بیدار شی و با چشمای نیمه باز به صفحه گوشی نگاه کنی.
شماره ای با کد تهران باشه.
تو حالتی بین خواب و بیداری گوشیو برداری و بگی بفرمایید؟
+ خانم ف. و؟
× بله خودم هستم.
+ از رادیو ... تماس گرفتم. متنی که فرستادید برای مسابقه اول شده. پنج دقیقه دیگه تماس می گیریم تا یه مصاحبه زنده رادیویی باهاتون داشته باشیم.
چند ثانیه زمان می بره تا بفهمی چی می گه و در مورد کدوم متن صحبت می کنه. تنها چیزی که به ذهنت می رسه اینه که بپرسی سوالا در مورد چیه و آقای پشت گوشی با عجله بگه سوالایی مثه تحصیلات و این چیزا و سریع خداحافظی کنه.
فقط صدای خواهرتو می شنوی که از صدای صحبتت بیدار شده و می گه برو یه جای دیگه حرف بزن.
منتظر میمونی تا زنگ بزنن.
5 دقیقه بعد زنگ می زنن و آقای پشت خط می گه شما رو خطید و گوینده آقای فلانیه. یهو آقای فلانی می گه سلام . شبتون بخیر
خانم "و" متنی که فرستاده بودید با آرای بالا اول شده. میشه تحصیلاتتونو بگید.
می گی کارشناس ارشد فیزیک.
با تعجب می گه اینهمه لطافت روحیه و این رشته!؟
می گی از کودکی به نوشتن علاقه داری.
می گه تا حالا کتاب یا کتابچه ای منتشر کردید؟
می گی نه.
می پرسه چرا!؟
می گی چون هیچ وقت بهش جدی نگاه نکردی و نمی دونستی از کجا باید شروع کنی.
یه چندتا سوتی هم می دی اون وسط.
می پرسه رادیو گوش می دید!؟
می گی نه زیاد(:
می گه پس چطور با این مسابقه آشنا شدید!؟
می گی اتفاقی!
حدودا 5 دقیقه صحبت می کنید و بعد خداحافظی.
تنها چیزی که در اون بازه با اون مصاحبه به ذهنت می رسه اینه که خدا رو شکر الان فقط راننده ماشینای سنگین تو جاده ممکنه این مصاحبه رو شنیده باشن!!

** دیشب رخ داد!

*** داریم آدم اینقد خجسته!؟

  • میس واو
می دونی چند روزه نیومدم وبلاگ؟
ولی هنوزم مفتقدم باید خبر میدادی می خوان باهات مصاحبه کنن 😒😒
یه عالمه روز😆
هنوز می گم منو از خواب بیدار کردن و خودم خبر نداشتم😎
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گاه نوشت های صورتی من!

اینجا دختری می نویسد که نمی داند...
♢ خوب است با عادت های بد، یا بد است با عادت های خوب.
♢ آرام است، بعضی وقت ها شلوغ، یا شلوغ است بعضی وقت ها آرام.
♢ شاد است، بعضی وقت ها غمگین، یا غمگین است بعضی وقت ها شاد.
♢ شجاع است، بعضی وقت ها ترسو، یا ترسو است بعضی وقت ها شجاع.
♢ عاشق است، بعضی وقت ها فارغ، یا فارغ است بعضی وقت ها عاشق.
اینجا دختری معمولی از لحظه ها و افکارش می نویسد.

♤ به منظور دنبال شدن، نوشته هامو دنبال نکنید. دنبال کردن نوشته های هرکس کاملا سلیقه ایه.
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan